درس هفدهم :شازده کوچولو

شازده کوچولو، اثری خیال انگیز و زیباست که در خلال آن عواطف بشری به ساده ترین شکل،
تجزیه و تحلیل شده است و عناصری که بر اثر غوطه ورشدن در علائق مادّی از سجایای انسانی به دور
افتاده اند، با نام )آدم های بزرگ( در قالب طنز بازگو شده است. شازده کوچولو، شعری است منثور
و نثری است شاعرانه که سرشار از یک دنیا لطف و معنی است. این اثر، رؤیایی است راستین که در
درون آدمی ریشه دوانده است. شازده کوچولو همان قدر که رؤیایی می نماید، آرزوهایش واقعی و
لمس کردنی است و در کالبدی کوچک، تمام پاک یها، زیبایی ها، حقیقت ها و احساس های راستین را
در خود دارد و از دروغ ها، تظاهرها، فرومایگی ها و نابخردی های به ظاهر خردمندانه به دور است.
سخنان شازده کوچولو، پرنده های سپیدی هستند که به هر سو می پرند و حقیقت و راستی را به آنهایی
آنچه اصل است، « : که شیفتهٔ زیبایی های درونند، هدیه می کنند و با صدای شازده کوچولو می خوانند
.» از دیده پنهان است
شازده کوچولو پسرکی است اهل یک سیّارهٔ کوچک که یک روز با گل سرخش قهر می کند و با
پرواز پرنده های مهاجر به زمین می آید و دنبال دوست می گردد. در زمین با موجودات مختلف برخورد
می کند و ماجرا هایی برایش پیش می آید و در آخر می فهمد که چطور باید گلش را دوست داشته باشد.

درس هفدهم :شازده کوچولو

نوع نثر : ترجمه

از : کتاب شازده کوچولوی دوسنت اگزوپری

* بلافاصله نور اندیشه ای ، ذهنم را روشن کرد ، هم چون آذرخشی که در دل شب تاریک بدرخشد

لغت :

بلافاصله : سریع ، فوری / هم چون : مثل ، مانند / آذرخش : صاعقه ، برق آسمان

آرایه ها :

نور اندیشه : اضافه ی تشبیهی ( نور : مشابه به ، اندیشه : مشبّه )  هم چون آذرخش : تشبیه / نور ، روشن و آذرخش : مراعات نظیر

نکته دستوری : « ـَ م » : مضاف الیه / آذرخش : متمّم ( همچون : حروف اضافه )

* ولی صدای پای تو هم چون نغمه ی موسیقی ، مرا از لانه بیرون خواهد کشید.

معنی :

صدای پای تو که مانند صدای موسیقی ، دوستی و علاقه را می نوازد مرا از لانه بیرون می آورد.

آرایه ها :

صدای پا هم چون نغمه ی موسیقی : تشبیه

* اگر تو گلی را دوست داشته باشی که در ستاره ای باشد ، لطفی دارد که شب هنگام به آسمان نگاه کنی ، همه ی ستارگان شکفته خواهند بود.

معنی :

اگر تو از روی عشق و محبّت ، گلی را دوست داشته باشی که در ستاره ای باشد ، بسیار خوشایند است که به هنگام شب به اسمان نگاه کنی ، زیرا در این حالت تمام ستارگان همانند گلی شکوفا و زیبا می درخشند.

لغت : لطف دارد : خوشایند است ، دل پسند است.

تاریخ ادبیات :

آنتوان دو سنت اگزوپری : نویسنده ی معروف فرانسوی است (1944- 1900 م ) وی در جوانی به هوانوردی پرداخت . در جنگ دوم جهانی به خدمت ارتش درآمد و در جنگ مفقودالاثر شد. اثر معروف او « شازده کوچولو» . خیال انگیز و زیباست که در خلال آن عواطف بشری به ساده ترین شکل ، تجزیه و تحلیلی شده است و افرادی که بر اثر غوطه ور شدن در علایق مادی و پول پرستی  از سجایای (= خلق و خوی انسانی ) به دور افتاده اند ، تحت نام آدم های بزرگ به باد مسخره گفته شده است.

برای مشاهده بقیه درس به ادامه مطلب مراجعه کنید

خودارزیابی

1- خلبان چگونه با شازده کوچولو آشنا شد ؟

یک روز صبح وقتی از خواب بیدار شد او را دید که با وقار تمام ایستاده و به او می نگرد سپس با یکدیگر آشنا شدند.

2- چرا شازده کوچولو ، شمارش ستارگان را برای کارفرما ، بی فایده می دانست ؟

زیرا نه او می توانست برای آن همه ستاره (دارایی و ثروتش) کاری بکند نه آن ها برای او سود و فایده ای داشتند.

3 چرا روباه، دوست داشت اهلی شود؟

**********************************************

                                                               نوشتن

1 از میان گروه کلمه های زیر واژه های نادرست را بیابید و شکل درستشان را بنویسید.

تصویر مار بوآ، حضم غذا، حدث و گمان، با وقار تمام، ودا و خداحافظی،

                          هضم          حدس                                   وداع

عظیمت به سیّارۀ زمین، مالک ستاره گان، انسان علاقمند.

عزیمت                                      ستارگان

2 در بند اوّل درس، قید ها را مشخّص کنید.

روزی               آن گاه              بسیار


3 با توجّه به کلمه های داخل کمانک، زمان فعل های هر جمله را تغییر دهید و جمله را
بازنویسی کنید.

من شاهکار خود را به آدم های بزرگ نشان دادم.(ماضی بعید)نشان داده بودم

این هواپیما ، با سرعت فوق العاده پرواز می کند. (ماضی مستمر)داشت پرواز می کرد

راز دیگری از زندگی شاهزادۀ کوچک بر من فاش شد. (مضارع التزامی)فاش شده باشد





طبقه بندی: درس هفدهم :شازده کوچولو،

تاریخ : جمعه 9 بهمن 1394 | 11:50 ب.ظ | نویسنده : عارفی | نظرات()