درس شانزدهم : آرزو
شاعر سعی کرده است بگوید، بنویسد، حرف بزند و از این طریق حسّ پنهان خویش را به دیگران
منتقل کند. او تلاش کرده است که مخاطبانش مثل یک دوست صمیمی گوش شنوایش شوند.
او می آموزد که باید به دوستان احترام گذاشت و برای ایشان آرامش خاطر ایجاد کرد و سعی کرده
است با زبان مردم حرف بزند تا افراد جامعه را به سمتی هدایت کند که به کمال و انسانیت برسند. چراکه
شاعر زبان و قلم مردم است.
در این دنیای وانفسای کنونی که همه با هم بیگانه اند، عشق و محبّت رنگ باخته است، صفت های
خوب کم رنگ شده اند و همه در لاک خود فرو رفته اند، یادآوری این تفاوت برای بیداری وجدان های
درنگی در متن
 خفته، ضروری به نظر می رسد. شاعر براساس اولویت، نیازمندی های زندگی بشری را بیان می کند.
این شعر به نوجوانان و جوانان امروزی می آموزد که آنچه در زندگی جوامع بشری مهم است و
حیات انسان بر آن استوار است عشق، دوستی و مهرورزی است و این انسان است که بار امانت الهی
را بر شانه های خستهٔ خود به دوش می کشد.
باید همه بدانند که حسّ نوع دوستی ایجاب می کند که همواره بهترین ها را برای دیگران آرزو کنیم.
این شعر از نظر معنی و مفهوم با شعر زنگ آفرینش در کتاب هفتم ارتباط موضوعی دارد.
نکتهٔ دوم درس، بیان این مطلب است که اگر دیگران را دوست داشته باشی، آنها نیز دوستت
خواهند داشت.
آنچه در روابط دوستانه مهم به نظر می آید این است که یک دوست مهربان، معتمد، مفید و موثّق
باشد به طوری که حریم ما را محترم بشمارد. دوستی به اعتماد دو سویه نیاز دارد و در گرو زمان است.
دوستی به مانند درختی است که با گذشت زمان رشد می کند و ریشهٔ آن محکم تر می شود.
شاعر سعی کرده است عینک خوش بینی را بر چشمان خود داشته باشد تا از وجود کسانی که در
لباس دشمن در اطرافش هستند به عنوان افرادی مفید یاد کند. دوستان همواره سعی می کنند تمام آنچه
در آینهٔ وجود ما نقش می بندد، را زیبا جلوه دهند و این تأیید و تصدیق دوستانه سبب می شود که بسیاری
از نقایص فرد پنهان بماند، امّا دشمنان به هر دلیل، نکاتی را یادآور می شوند که سبب می شود غرور
کاذب فرد شکسته و متوجّه نقایص خود شود که به مرور سبب اصلاح فرد خواهد شد.
در بند دیگر از شنونده و خواننده می خواهد که همواره صبوری و شکیبایی را پیشه کند و در برابر
اشتباهات دیگران بردبار باشد که حسّ گذشت و بخشش را در خواننده تقویت می کند.
شاعر در بند دیگر آرزو می کند که انسان قدر دوران حال را بداند و معتقد است زندگی روند طبیعی
خود را طی خواهد کرد . مراحل زندگی، یکی پس از دیگری از راه خواهد رسید و انسان را تشویق
می کند که همواره در زمان حال زندگی کند و در حسرت آینده نباشد، زیرا که دیر یا زود هر دوره پشت
سر گذاشته خواهد شد، مهم این است که هر مرحله با چه کیفیتی سپری شود.
او همه را دعوت می کند که دیگران را از وجود خود بهره مند سازد و از آنچه در اطرافشان است
نهایت استفاده را ببرند. شاید گوش جان سپردن به آوای مرغ سحری در سکوت مطلق شب ایجاد یک
ارتباط معنوی بین انسان و خالق عالم هستی باشد و این، یک احساس لطیف و زیبا به انسان می دهد
و انسان وقتی می بیند شب با تمامی سیاهی و تاریکی اش رخت سفر بر می بندد و جای خود را به روز
روشن می دهد، عظمت و بزرگی خالق هستی را بیشتر به نظاره می نشیند.

شاعر از دوست خود می خواهد که دانه ای را در دل خاک بکارد و جریان رشد و تعالی آن را به تماشا
بنشیند.
او می خواهد روند و سیر جریان زندگی انسان را از کودکی تا پختگی و بزرگ شدن به او گوشزد
کند و اینکه همان طور که یک دانه به طور طبیعی مراحلی را سپری می کند تا به یک درخت تبدیل شود،
انسان هم با مراقبت های خاص و ویژه، هر دوران را یکی پس از دیگری طی می کند تا به کمال برسد.
او از دوست خود می خواهد که پول و ثروت را تحت اختیار خود و در جهت خوب و مثبت به کار
بگیرد چون این انسان است که فرمانروای پول است زیرا اگر ثروت و سرمایه بر انسان حاکم باشد، آگاهی
و معرفت را از انسان خواهد گرفت و انسان را به هر سمت و سویی که بخواهد می برد.
در بند آخر نیز آرزو دارد که دوستانی خوب داشته باشد. دوستان واقعی همواره نقاط مشترکی با
هم دارند. مانند: شکیبایی، احترام، اعتماد، پایداری، عشق و همدردی، انعطاف پذیری و سود رسانی،
یکرنگی، عفو و بخشش.
او بر این عقیده است که دوستان حقیقی تحت هیچ شرایطی از یکدیگر آزرده خاطر نمی شوند
و در صورت رنجش نیز به راحتی چشم پوشی می کنند. وی معتقد است که همهٔ اینها، جزء بهترین
آرزوهاست و هر انسانی که یادکر دهای گفته شده را دارا باشد، زندگی شایسته ای خواهد داشت.

درس شانزدهم  آرزو

نوع نثر : ترجمه

از : ویکتورهوگو

* برخی نادوست وبرخی  دوستدار که دست کم ، یکی در جمعشان مورد اعتماد باشد.

معنی :

بعضی دوستان غیر واقعی و بعضی دیگر دوستان شایسته و محبوب باشند که حداقل یکی از آن ها قابل اعتماد باشد.

* برایت آرزومندم که دشمن نیز داشته باشی ، نه کم و نه زیاد ، درست به اندازه ، تا گاهی باورهایت را مورد پرسش قرار دهد.

معنی :

برای تو آرزو می کنم که دشمن به اندازه ی کافی داشته باشی تا این که بعضی وقت ها افکار و اعتقادات تو را مورد نقد و بررسی قرار دهد تا از اشتباهات و غرور دور شوی.

* امیدوارم که دانه ای هم بر خاک بیفشانی ، هر چند خرده بوده باشد و با روییدنش همراه شوی تا دریابی چه قدر زندگی در یک درخت جریان دارد.

معنی :

آرزو می کنم که دانه ای ، هرچند کوچک ، در خاک بکاری و روییدن و بزرگ شدن آن را از نزدیک ببینی تا بدانی که خداوند بزرگ ، چگونه شیره ی زندگی را در وجود درخت به حرکت درآورده است.

* آری ، پول ، ارباب بدی است ، امّا خدمتگزار خوبی است.

به درستی که پول ارباب ناشایستی است زیرا انسان را به طمع می کشاند و از هدف اصلی زندگی دور می کند امّا خدمتگزار خوبی است و می تواند انسان را به خواسته ها و آرزوهایش برساند و در رسیدن به هدفش یاری دهد.

تاریخ ادبیات :

ویکتور هوگو : (1885 – 1802 م ) از مشهورترین شاعران قرن نوزدهم فرانسه و از بزرگ ترین نویسندگان ادبای اجتماعی جهان است. وی مردی آزادمنش و آزادی خواه و طرفدار جدّی اصلاحات اجتماعی به نفع طبقات محروم و زحمت کش بود. « بینوایان » از آثار معروفش است.


خودارزیابی :

1- چرا شاعر می گوید : « انسان باید دشمن هم داشته باشد » ؟

تا گاهی از افکار و اندیشه ها و کارهای آمی انتقاد کند و انسان را از خطا و غرور دور کند.

2- چرا پول ارباب بدی است ولی خدمتگزار خوبی است ؟

زیرا که ارباب انسان شود او را به حرص و طمع و کارهای ناشایست وا می دارد ولی اگر خدمت گزار باشد ، می تواند بسیاری از نیازها و خواسته های انسان را برآورده کند.

3- اگر شما به جای شاعر بودید برای دوستانتان چه آرزوهایی دیگر داشتید ؟

برعهده دانش آموزان

****************************************************

نوشتن

1 برای هر واژه، دو هم خانواده بنویسید و در جدول قرار دهید.

 غرّه مغرور غرور
 اعتماد معتمد عماد
 احساس حس محسوس
 اعتراض معترض تعرض


2 یكی از بندهای درس را كه بیشتر می پسندید انتخاب كنید و دلیل انتخاب خود را توضیح دهید.

3 ساخت هر واژه را مشخّص کنید.

پرنده، دشمن، شادمان، خدمتگزار، هواپیما، سردبیر، راه آهن، تعمیرگاه، نی زار، آبراه، فکر،ساده، آرزومند

 ساده مشتق مرکب
 دشمن پرنده، شادمان،
 خدمتگزار، هواپیما، 
 فکر تعمیرگاه، نیزار سردبیر، راه آهن،
 ساده آرزومند آبراه





طبقه بندی: درس شانزدهم : آرزو،

تاریخ : جمعه 9 بهمن 1394 | 11:13 ب.ظ | نویسنده : عارفی | نظرات()