خسته ام از این کویر ، این کویر کور و پیر
این هبوط بی دلیل ، این سقوط ناگزیر
 آسمان بی هدف ، بادهای بی طرف
 ابرهای سر به راه ، بیدهای سر به زیر
 ای نظاره ی شگفت ، ای نگاه ناگهان
 ای هماره در نظر ، ای هنوز بی نظیر
 آیه آیه ات صریح ، سوره سوره ات فصیح
 مثل خطی از هبوط ، مثل سطری از کویر
 مثل شعر ناگهان ، مثل گریه بی امان
  مثل لحظه های وحی ، اجتناب ناپذیر
 ای مسافر غریب ، در دیار خویشتن
با تو آشنا شدم ، با تو در همین مسیر
 از کویر سوت و کور، تا مرا صدا زدی
 دیدمت ولی چه دور ! دیدمت ولی چه دیر
 این تویی در آن طرف ، پشت میله ها رها
 این منم در این طرف ، پشت میله ها اسیر
 دست خسته ی مرا ، مثل کودکی بگیر
 با خودت مرا ببر ، خسته ام از این کویر
  قیصر امین پور




طبقه بندی: یادی از دکتر امین پور،

تاریخ : پنجشنبه 21 آبان 1394 | 12:53 ق.ظ | نویسنده : عارفی | نظرات()